وجدان

داشتم فکر می کردم که وجدان من باید چه شکلی باشه. درست نمی دونستم٬فقط می دونستم:

-حتما پیره.آخه همش داره عذاب می کشه و به جونم غر می زنه...

-نگاهش حتما خیلی نافذه.آخه وقتی زل می زنه تو چشمام دلم می خواد زمین دهن باز کنه و قورتم بده...

-قیافش یه جوریه که هم یه خنده ی محو توشه و هم یه اخم رو پیشونیش...

....

همین جوری داشتم فکر می کردم که یه هو عکسشو دیدم!خود خودش بود.مو نمی زد.می ذارم این جا عکسشو٬شاید بخواید ببینیدش.

وجدان من!

از تو عکس اومد بیرون و یه کم گپ زدیم با هم. یه کمی شاکی بود ازم.می گفت «چقدر عذابم می دی!»

گاهی جدا نمی فهمم که داره بهم می خنده٬یا یه لبخند رضایت مندانه تحویلم می ده یا بهم اخم کرده...

/ 7 نظر / 9 بازدید
لوبياچيتی

باز خوبه ميدونی قيافه ی وجدانت چه شکليه

کامی

جدا فکر می کنم که وجدان تو خیلی از وجدان من نافذ تره چون وجدان من به هر دری می زنه نمیتونه منو متوجه اشتباهاتم کنه .......

سعيد

به نظر می رسه دیگه امروز فردا باشه که بميره. (البته اگه تا همين الان سقط نشده باشه.)

حسین

شرمنده ها! ولی اگه جداً وجدانت این شکلیه، باید بگم ... تو اون وجدانت! بازم معذرت.

پسر خوب

تا تو باشی ديگه وجدانتو به کسی نشون ندی! ببين چه کامنتايی گذاشتن! خوشت اومد حالا؟!

خودم

مگه خودتون وجدان نداريد که اين قدر راحت به وجدان مردم فحش می دين؟! حرصم می گيره از اين که اصلا منظورم از اين پست شوخی نبوده٬اما انگار خیلی ها جدی نگرفتنش...

آفتاب

آدم هرچی وجدانشو بيشتر عذاب بده بيشتر پيرش ميکنه و زودتر از بينش ميبره . مواظب باش وجدانتو نکشی ...