پندینگ7

«روباه گفت: معلوم است. تو الان واسه من یک پسر بچه ای مثل صد هزار پسر بچه ی دیگر. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم٬ نه تو هیچ احتیاجی به من. اما اگر منو اهلی کنی٬ هر دو تا مون به هم احتیاج پیدا می کنیم. تو برای من میان همه ی عالم موجود یگانه ای می شوی و من برای تو.
شهریار کوچولو گفت: کم کم دارد دستگیرم می شود. یک گلی هست که به گمانم مرا اهلی کرده باشد...»
 
--------------------------------------------------------

«...و آن وقت من صدای پایی را که با صدای همه ی پاهای دیگر فرق دارد٬ خواهم شناخت...»

/ 0 نظر / 16 بازدید