صيد

گاهی روزهای معمولی یک هو خوب می شوند.صبح می آیی دانشگاه تا طبق معمول یک روز شلوغ و پراز مشغله داشته باشی.هنوز دمغی اول صبح را داری که یک هو حالت زیر و رو می شود.تازه اگر مثل امروز من خوش شانس باشی٬وقتی که دم غروب٬خسته و کوفته می خواهی بروی خانه٬دوباره یک هو همه ی خستگی ات را فراموش می کنی٬انگار که روزت تازه شروع شده است. 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن۱:

 باز گفتم که تو  صیادی و من  آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم...

پ.ن۲:از فریدون مشیری خیلی کم خوانده ام.اما این بیتش این روزها خیلی توی ذهنم می چرخد.متن کامل شعر

پ.ن۳:امروز روز خوبی بود.کاش از این به بعد هر روز خوب باشد.

  
نویسنده : هادی ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۸
تگ ها :