پندینگ 10

[از شب قبل: خوابی؟ ...و خواب بودم..]

«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نیمه شب بر سر بالین من آمد بنشست
سر فراگوش من آورد و به آواز حزین
گفت کی عاشق شوریده ی من خوابت هست؟»
------------------------------------------------------
«چو از بنفشه ی شب بوی صبح برخیزد
هزار وسوسه در جان من برانگیزد
کبوتر دلم از شوق می گشاید بال
که چون سپیده به آغوش صبح بگریزد
دلی که غنچه ی نشکفته ی ندامت است
بگو به دامن باد سحر نیاویزد
فدای دست نوازشگر نسیم شوم
که خوش به جام شرابم شکوفه می ریزد
تو هم مرا به نگاهی شکوفه باران کن
در این چمن که گل از عاشقی نپرهیزد
لبی بزن به شراب ای شکوفه ی بخت
که می خوش است که با بوی گل در آمیزد»

  
نویسنده : هادی ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۸
تگ ها :