خوب و بد٬ درهم

یکی از دوستان تکه ای از یک شعر را مدام تکرار می کند. یا  در status یا در وبلاگ و ... تکه ای است که آخرش می رسد به:

«خوب و بد٬ درهم»

شاید همه ی زندگی همین طور باشد. انگار کن که سیبی را گاز زده ای و همان موقع که طعم ترش و شیرین اهورایی اش دارد به جانت می نشیند، کرم کوچک سیب را زیر دندان هایت حس می کنی...

گاهی زندگی، یک هو می خواهد روی تلخش را نشانت دهد انگار. همه ی سیب هایش از این هاست که بیرونشان دل فریب است و دلشان کرم زده. شاید هم واقعا لازم است. باید تلخی آن روزهایت باشد تا فردایی که دنیایت به کام می چرخد، لذتش را قدر بدانی.

-----------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن۱: به قول مادرم «گوش شیطان کر» اگر انتگرالش را بگیری اوضاع خوب است. این را فقط برای این نوشتم که کامنت ندهید که غمگین نباش و چرا افسرده ای و ...یعنی من حالم خیلی خوبه!

پ.ن۲:وقتی خاطرات همین موقع سال پیش را مرور می کنم، خوب و بدش بدجور درهم است.

  
نویسنده : هادی ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۳۱
تگ ها :