پنج از ده

برای هر کارش دلیلی هست.حتما...

داشتم فکر می کردم که غنچه تا وقتی نور آفتاب را ندیده٬ احتمالا از آن می ترسد. فکر می کند اگر بیرون بیاید باید مدام مواظب چشم های حساسش باشد که آفتاب اذیت شان نکند. یا باید مدام نگران پوست نازکش باشد که آفتاب آن را نپژمرد. فکر می کند اگر آفتاب او را ببیند...

...خواندن متن های قدیمی٬ گاهی حال و هوای آدم را عوض می کند. چهارشنبه روزی نوشته بودم:

مي ترسيدم.هميشه ترسيده ام.نمي گذاشتم بيايد سراغم.ديشب هم طبق معمول داشتم فرار مي کردم.آن قدر با سرعت که همه ي ديوار هاي دور و برم، مثل وقتي که قلم موي آغشته به قرمز را روي بوم سفيد مي کشي، کش مي آمدند. آن قدر با سرعت که گوشه ي چشم هايم خيس شده بود.

اما او از من تند تر مي دويد.خيلي.نمي توانستم از دستش فرار کنم.ضعيفم کرده بود.تا اين که يک هو يک گوشه گيرم انداخت.دست هاي ستبرش را روي گلويم گذاشت. آن قدر فشار داد که ديگر نفسم بالا نيامد.مدام فرياد مي زد:« از چي داري فرار مي کني؟» و من نمي توانستم جوابش را بدهم.گفت فرار نکن و برو همان که در سر داري بکن.و حالا بمير.و مُردم...

...و غنچه٬ا گر فقط  یک لحظه٬ پرتوی از آفتاب را ببیند٬ دیگر طاقتش طاق می شود...

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

و به [یاد آور] روزی را که در هر امتی گواهی از خودشان برایشان بر انگیزیم٬ و تو را [هم] بر این [امت] گواه آوریم٬ و این کتاب را که روشنگر هر چیزی است و برای مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگری است٬ بر تو نازل کردیم.

در حقیقت٬ خدا به دادگری و نیکو کاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز می دارد. به شما اندرز می دهد٬ باشد که پند گیرید.

و چون با خدا پیمان بستید٬ به پیمان خود وفا کنید و سوگندهای [خود را] پس از استوار کردن آن ها مشکنید٬ با این که خدا را بر خود ضامن [و گواه] قرار داده اید٬ زیرا خدا آن چه را انجام می دهید می داند.

و مانند آن [زنی] که رشته ی خود را پس از محکم بافتن٬ [یکی یکی] از هم می گسست مباشید که سوگندهای خود را میان خویش وسیله ی [فریب و] تقلب سازید [به خیال این] که گروهی از گروه دیگر [در داشتن امکانات] افزون ترند. جز این نیست که خدا شما را بدین وسیله می آزماید و روز قیامت در آن چه اختلاف می کردید٬ قطعا برای شما تو ضیح خواهد داد.

و اگر خدا می خواست قطعا شما را امتی واحد قرار می داد٬ ولی هر که را بخواهد بیراه و هر که را بخواهد هدایت می کند و از آنچه انجام می دادید حتما سؤال خواهید شد.

...

هر کس - از مرد یا زن- کار شایسته کند و مؤمن باشد٬ قطعا او را با زندگانی پاکیزه ای٬ حیات [حقیقی] بخشیم٬ و مسلما به آنان بهتر از آن چه انجام می دادند پاداش خواهیم داد.

[آیات ۸۹ تا ۹۳ (قسمت اول) و آیه ی ۹۷ (قسمت دوم) از سوره ی نحل]

  
نویسنده : هادی ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٥
تگ ها :