يک از ده

برای هر کارش دلیلی هست.حتما...

می دانی کی فهمیدم که چه مسلمان ضعیفی هستم؟که خیلی از کارهایی که در راستای مسلمان بودنم می کنم صرفا عادت هایی هستند که از ترک آن ها واهمه دارم؟

زمانی که می خواستم از دینم٬ برای کسی که آن را نمی شناسد و خیلی از بدیهیاتی که من از محیط خانوادگی و اجتماعی که در آن بزرگ شدم به ارث بردم٬ اصلا برای او بدیهی نیست٬ بگویم و دفاع کنم.

و فهمیدم که نقطه ی مفقوده ای که ما مسلمان های آبکی را با کسانی که خدا آن ها را «مؤمن» می خواند٬ تمایز می دهد٬ یک چیز است:‌«ما نمی اندیشیم.»

عادت...عجب مفهوم غریبی است. فکر کردن به این که عادتی را که تا دیروز داشته ای ترک کنی و یا کاری را انجام دهی که به آن عادت نداری٬ سخت تر از سخت است. شاید به همین خاطر است که خیلی هایمان فکر می کنیم مسلمانیم٬ چون نمی توانیم به ترک بعضی عادات و دیدهای خاک خورده ی مان فکر کنیم(مثلا نماز می خوانیم٬ چون عادت داریم نماز بخوانیم و نمی خواهیم با وجدانمان درگیر شویم). و یا شاید به همین علت است که خیلی های دیگر که به چیزهای دیگری عادت دارند٬ به اسلام یا لزوم وجود آن برای زندگی نمی اندیشند. چون قبول کردن آن مستوجب تغییر عادت هاست.

به نظرم چه مسلمان هستیم٬چه مسیحی٬چه زردشتی و چه بی دین٬ به جای آنکه به دین یا بی دینی مان عادت کنیم٬ بهتر است به اندیشیدن عادت کنیم.

شرایط فکری خیلی خاصی دارم. می خواهم تا ده روز٬ هر روز این جا را به روز کنم. تا به حال هیچ وقت این گونه احساس نکرده ام که به دعا نیاز دارم. فراموشم نکنید.

----------------------------------------------------------------------------------------

شب را به روز در می آورد و روز را به شب در می آورد٬ و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است [که] هر یک تا هنگامی معین روانند؛ این است خدا پروردگار شما؛ فرمانروایی از آن اوست. وکسانی را که بجز او می خوانید٬ مالک پوست هسته ی خرمایی [هم] نیستند.

اگر آن ها را بخوانید٬ دعای شما را نمی شنوند٬ و اگر [فرضا] بشنوند اجابتتان نمی کنند٬ و روز قیامت شرک شما را انکار می کنند؛ و [هیچ کس] چون [خدای] آگاه٬ تو را خبردار نمی کند.

ای مردم٬ شما به خدا نیازمندید٬ و خداست که بی نیاز ستوده است.

[آیات۱۳ تا ۱۵ از سوره ی فاطر]

  
نویسنده : هادی ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱۱
تگ ها :